با کلی تاخیر اومدم. نمی خوام حرف اضافه بزنم
یه مدتی هست که باهم مشکل داریم. مشکل عمده و اساسی ما همون پروژه زیبای لباس پوشیدن هست که صبح به صبح تو باید تصمیم بگیری که چی میخوایی بپوشی و این منجر میشه به ۲ حالت اگر اونی رو که بخوایی رو بپوشی با خوشحالی میریم بیرون. اگر اونی رو که من بگم رو بپوشی با گریه از خونه میریم بیرون.
خودم میدونم یه جاهایی شل میدم یه جاهایی سفت
خودم میدونم یه جاهایی عذاب وجدان منو دیونه میکنه که چرا باید وضع زندگی ما این باشه و کسی که از همه بیشتر آسیب میبینه تویی
خودم میدونم که خودم رو کلا فراموش کردم و دارم برای تو زندگی میکنم ولی اینها فایده نداره
چند وقت پیش به این نتیجه رسیدم که نه مادر خوبی هستم نه کارمند خوبی نه دوست خوبی هیچی نیستم. هیچی
چرا جایی که این همه تلاش میکنم برای بهتر شدن زندگی ولی اخلاق های بهراد روز به روز داره بدتر میشه؟؟؟؟؟ خب اینها نتیجه تربیت غلط منه. ولی آخه من هرچقدر هم تلاش کنم ولی باز هم مگه تنهایی میشه ؟؟؟؟ میشه هم مادر باشی هم پدر؟؟؟
خیلی گفتنی ها دارم ولی به دلایلی نمی نویسم فقط بهراد امیدورام بزرگ شی خودت همه چی رو بفهمی
خوب ها رو بشناسی بد ها بشناسی بفهمی کی برات دل سوزوند کی نسوزوند
دلم نمیخواست تنفر رو بهت بشناسونم ولی بزرگ که بشی میفهمی که باید از چه کسانی متنفر باشی و هیچوقت براشون آرزوی شادی نمیکنم.
خلاصه بگذریم
موسسه مادران امروز
از آنجاییکه یه مدت هست که قاطی کردم با تو به مشکل برخوردم و هر کی یه نظری داد بهتر دونستم برم با یه مشاور مشورت کنم اول رفتم یه جایی که اسم نمی برم زیاد خوشم نیومد. نگین عزیزم موسسه مادران امروز رو بهم معرفی کرد
رفتم مشاوره ۲هفته پیش
از آنجاییکه فقط ۱ساعت وقت داشتم ولی حرفم رو زدم و حرفهایی شنیدم. از خانم مشاور خیلی خوشم اومد کلی حرفاش به دلم نشست
خانم بهم گفت:
سن ۵ سالگی اوج سنی هست که بچه از پدر تقلید میکنه
۵ سالگی اوج سن نه گفتن و لج بازی هست که بسیار هم خوب هست چون بچه در بزرگسالی میتونه این نه گفتن رو پرورش بده
به مسئله لباس اشاره کردم گفت یه نوع وسواس داره. یه مدت اصلا گیر نده ببینیم برطرف میشه یا نه یه مدت فقط همون لباس رو براش بزار و همه چی رو از جلو دستش بردار (من این کار رو کردم و باعث خوشحالی بهراد شده و دیگه صبح ها بدون بحث از خونه میریم بیرون و هیچ اصراری نمی کنه که یه چیز دیگه بپوشم)
البته تصمیم دارم بعد از یه مدت یکی دیگه از شلوارهاشو بیارم و بگم اون لباسش رو دزد برد یا سوراخ شد
به خانم گفتم که بهراد بسیار توجه میخواد بخصوص توی جمع گفت همیشه قبل از اینکه طوری رفتار کنه که نیاز به توجه بخواد تو یه دستی بزن و توجه کن
بهراد نیاز به یه محیط گرم داره آیا من میتونم به تنهایی این محیط رو فراهم کنم؟؟؟؟
خدایا چقدر سخته
این پنج شنبه هم وقت دارم میخوام انقدر برم تا بتونم حدااقل مادر خوبی باشم یعنی میشه؟؟؟؟؟
دفعه پیش که رفتم تا مدت ها خیلی خوب بودم الان دوباره شارژم داره تموم میشه. نیاز دارم به مشاور وقتی میرم و حرف میزنم و راهکار هایی جلوم میزاره که بتونم برای بچه ام برای پاره تنم خوب باشم خوشحالم میکنه. وقتی من خوشحالم بهراد هم خوشحاله اینو دوست دارم